صفحه اصلی  |  اخبار فقه و اجتهاد  |  پرونده‌ها  |  درباره ما  |  تماس با ما
٥ صفر ١٤٤٠ - ۱۳۹۷ چهارشنبه ۲۵ مهر
دسته بندی
 امکان یا امتناع «تأمین مشروعیت» در الگوی «خلافت اسلامی»/ ذبیح الله نعیمیان
الگوی عینی ـ نظری خلافت اسلامی، الگویی تاریخی است که پس از تکوین عینی، تلاش شده است از جهت نظری نیز توجیه و بازسازی نظری شود. این توجیه و بازسازی نظری، معطوف به تأمین مشروعیت برای آن بوده است. در این راستا، اموری مانند «زمینی و عرفی بودن خلافت»، «برخورداری از رسالت الهی و دینی خلافت»، «عدم عصمت خلیفه» و «عدم برخورداری خلیفه از علم لدنی» به عنوان مؤلفه های مؤثر برای تأمین مشروعیت این الگو، مورد توجه قرار گرفته است.
بررسی «طراز تأمین مشروعیت» در این الگو، اهمیت شایان توجهی دارد. لذا این امر، مقتضی بررسی میزان توانمندی این الگو برای تأمین مشروعیت در سه سطح «شرایط امکان عقلی ـ فلسفی»، «شرایط امکان وقوعی» و «شرایط امکان استناد شرعی» است؛ هر چند به راحتی می توان ناتوانی این الگو را در این سه سطح مشاهده کرد.
بهترین و کامل ترین صورت بندی از تأمین مشروعیت برای الگوی خلافت اسلامی را می توان به لحاظ عرفی بودن این الگو، در نظریة قرارداد اجتماعی، سراغ گرفت؛ البته الگوی خلافت اسلامی به عنوان یکی از مصادیق این نظریه در این چشم انداز نظری نمی تواند از طراز وجیه و کارآمدی برای تأمین مشروعیت، برخوردار باشد.
17 بهمن 1392
 تحلیل انتقادی نظریه حکومتی سنت گرایان در عصر غیبت/ ابوذر رجبی
گفتمان نظام سیاسی شیعی بر امامت استوار است و مسئله سلطنت در آن نه تنها جایگاهی ندارد، بلکه در تنافی با آن نیز هست. از گذشته های دور این پرسش مطرح است که آیا همکاری و همراهی بعضی از علما و فقهای شیعی با برخی از سلاطین به معنای پذیرش نظام سلطنت است؟ در دوره جدید، گفتمانی به نام سنت در برابر مدرنیته و تجدد شکل گرفته است که به جای پذیرش نظام مرسوم حاکمیت سیاسی شیعی به سلطنت اعتقاد دارد و بر آن است که بهترین شکل حکومت در دوره غیبت، سلطنت است. این نگرش در تنافی و تعارض با نظریه ولایت ـ دیدگاه عمده علمای شیعی در عصر غیبت ـ است. در واقع، نگاه سنت گرایان در نظام سیاسی معارض با اسلام فقاهتی است. تحلیل، بررسی و نقد این دیدگاه، رویکرد اصلی این مقاله است.
17 بهمن 1392
 فلسفه سیاسی اسلام ، امکان یا امتناع؟/ مرتضی یوسفی راد
جامعه اسلامی در عصر غیبت در فقدان رهبر و حاکمی به‌سر می‌برد که مستقیما نمی‌تواندتکالیف زندگی دنیوی را از منبع وحی دریافت و آنها را به مردم ابلاغ کند تا مردم به این تکالیف به مثابه0 باور دینی عمل نمایند. آنان اصول و قواعد کلی و ارزشی را از درون متون دینی و آموزه‌های وحیانی به دست آورده و آنها را مبنایی برای حرکت و تعالی جامعه قرار می دهند. بر این اساس، با تحکیم بنیان‌های جامعه و تقویت همبستگی اجتماعی، زمینه‌های حرکت در مسیر رشد و تعالی فراهم می‌شود. همچنین علاوه بر اینکه جامعه الگوی مطلوب خود را تعریف، تعیین و ترسیم می‌کند، آن را مقبول خود می‌گرداند و بر اساس آن هویت خاصی می‌یابد.
این نظریه مدعی است که برای تحصیل فلسفه زندگی و فلسفه سیاسی از متن آموزه‌های وحیانی، هیچ مانع معرفتی وجود ندارد. بنابراین با دریافت اصول و قواعد کلی زندگی می‌توان فلسفه‌ای سیاسی تولید کرد که از متندیم اسلام برخاسته باشد، به دلیل اینکه آموزه های وحیانی از جامعیت برخوردارند و در آنها خصلت‌هایی چون: برهان‌پذیری و حمایت و دفاع از منطق درونی خود مشاهده می‌شود.
این مقاله کوشش می‌کند نخست مفاهیم و مفروضات نظریه را بررسی نموده، از ادله برهان‌پذیری آموزه‌های دینی سخن به میان می‌آید. حاصل چنین تحقیقی، تولید نوعی از فلسفه سیسایی و فلسفه زندگی بر مبنای آموزه‌هایدینی و بر بنیادهای هستی‌شناسانه و معرفت‌شناسانه وحیانی خواهد بود.
17 بهمن 1392
 قرآن و هویت متکی بر اسلام سیاسی/ محمدجواد غلامرضا کاشی - الهه صادقی
این مقاله ناظر به ساختار ذهنیت سیاسی ایرانیان و تلاش برای بازیابی هویت در دوره مدرن است. اگر اسلام سیاسی را مهم ترین پاسخ جمعی برای بازیابی هویت در ایران پس از دهه 30 به شمار آوریم، قرآن چه نقشی در آن بر عهده گرفته است؟ اسلام سیاسی از منظرهای گوناگونی موضوع بررسی واقع شده است؟ این مقاله، از دریچه تلاش روشنفکران برای بازگشت به قرآن، به مطالعه ساختار معنایی اسلام سیاسی همت گماشته است. مطالعه مذکور که حاصل مطالعه ای تجربی با روش های اولیه آماری است، تصویری از میزان استناد به آیات قرآن در دوره های مختلف حیات روشنفکری به دست می دهد و آنگاه با توجه به موضوعات محوری مورد توجه این روشنفکران، ساختار معنایی اسلام سیاسی و تطورات آن طی حیات سنت مذکور را مورد بحث و بررسی قرار می دهد.
17 بهمن 1392

تحلیل آمار سایت و وبلاگ