صفحه اصلي درباره ما نقشه پايگاه ارتباط با ما
مذاهب فقهي
 مذهب شيعه اماميه
 مذهب شافعي
 مذهب حنفي
 مذهب مالكي
 مذهب حنبلي
 مذهب زيدي
 مذهب اباضي
 مذهب ظاهري
حوزه هاي علميه شيعه
 حوزه علميه قم
 حوزه علميه خراسان
 حوزه علميه نجف
 حوزه علميه اصفهان
 ساير حوزه ها
'گنجينه تصاوير و اسناد
 تصاوير دانشوران
درباره ما
 دفتر تبليغات‌اسلامي حوزه‌علميه قم
 دفتر تبليغات‌اسلامي شعبه‌خراسان
 گروه آموزشي فقه و مباني اجتهاد
پيوندها
 پايگاه‌هاي مرتبط با دفتر تبليغات
 معاونت آموزش دفتر تبليغات اسلامي
 پايگاه رسمي حوزه علميه خراسان
 پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
 کتابخانه تخصصي فقه و اصول
 دانشگاه علوم اسلامي رضوي
 خبرگزاري رسا
 طلبه بلاگ
 سامانه پاسخگوئي ديني
بانك‌هاي اطلاعات فقه و اجتهاد
نوع ماده: در: 
  مذاهب فقهي » مذهب حنفي » پيشينه

مؤسس اين مذهب ابو حنيفه نعمان بن ثابت (80 - 150 ق) يک فرد ايراني الاصل است که در کوفه متولد شد. پس از چندي، او به بغداد –پايتختِ منصور عباسي- رفت. او دورة انتقالِ حکومت از بني اميه به بني عباس را درک کرد.(1)
در زمان تحصيل ابو حنيفه، از آغاز حياتِ مکتب رأي، بيش از سه ربع قرن مي گذشت. در اين مدت کوتاه، اگرچه فقيهاني در کوفه بر حديث تعصب خاصي داشتند، ليکن جو غالب کوفه، همان مکتب رأي بود. نعمان بن ثابت هجده سال در درس حماد بن ابي سليمان (م 119 يا 120 ق) از بزرگان مکتب رأي- شرکت کرد و توانست با واسطه از مؤسسان اين مکتب فکري –بزرگاني چون ابراهيم بن زيد نخعي، علقمه بن قيس- بهره جويد. نعمان در اين مدت بهره گيري از مکتب حديث را رها نکرد و در درس بزرگانِ اين مکتب همچون شعبي، شرکت کرد.(2)
لازم به ذکر است که وي از محضر امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) و زيد بن علي و ابو محمد عبد الله بن حسن (پدر نفس زکيه) و … بهره جست.(3)
وي ابتدا از تجار و صناعت پيشگانِ بازار کوفه بود که به علم کلام علاقة بسيار نشان مي داد، ليکن پس از تشويق شعبي، تجارت را رها کرد و به دانش پژوهي روي آورد و پس از آشنايي با حماد، به دانش فقه علاقه مند گرديد.(4)
از فقهاي معاصرِ وي که با انديشه هاي ابو حنيفه ناسازگاري مي کردند و با وي در رقابت بودند، مي توان به افراد زير اشاره کرد: 1. سفيان بن سعيد ثوري (م 161 ق) از اهل حديث؛ 2. قاضي شريک بن عبد الله نخعي (م 177 ق)؛ 3. محمد بن عبد الرحمان بن ابي ليلي (م 148 ق) از اهل رأي.(5)
ابوحنيفه، هرگز دست به نگارشِ کتاب فقهي نزد. آنچه از او به يادگار مانده است، حاصل تلاش شاگردانِ وي مي باشد.
ابو يوسف يعقوب بن ابراهيم انصاري (م 183 ق) سنگِ بناي تدوين فقهِ حنفي را گذاشت و کتابهاي الخراج و الآثار –برخي رواياتِ مقبول ابو حنيفه- و … را به رشتة تحرير در آورد. يکي از علل اقبال عمومي به اين مذهب را مي توان در نگارش هاي وي جستجو کرد. زيرا وي آراي ابو حنيفه را با احاديث فراواني تأييد مي کرد.
چهار شاگرد مشهورِ ابو حنيفه به عنوانِ ائمة چهارگانة مذهب حنفي مشغول به فعاليت شدند. اسامي ايشان عبارت است از: قاضي ابو يوسف (113 - 183 ق) و محمد بن حسن شيباني (م 198 ق) و زفر بن هذيل (110 - 158 ق) و حسن بن زياد لؤلؤي (م 204 ق).
چنين شهرت يافته است که در ميانِ شاگردانِ وي ابو يوسف بيشتر به حديث روي آورد و محمد شيباني بيشترين فروع فقهي را مطرح کرد و زفر بن هذيل تواناترين شخص در اخذ به قياس بود.(6)
منابع استنباط:
مهتمرین منابع استنباطی این مذهب به گفتة ابو حنیفه عبارت است از:
*کتاب؛
*سنت؛
*اقوال صحابه؛
*قیاس؛
*استحسان؛
*اجماع؛
*عرف.(7)
ویژگی های فقه:
طريقة استنباط احکام فقهي در انديشة ابو حنيفه به گفتة خودش اين گونه بوده است: در منابع، نخست به قرآن و سپس به سنت صحيح مراجعه مي کرد؛ رجوع به اقوال اصحاب بزرگ، در مرحلة بعدي قرار داشت.(8) ليکن اگر در آنجا چيزي نمي يافت، و يا به قولِ يک صحابي برخورد مي کرد، مي گفت: «هم رجال و نحن رجال»(9) و با مراجعه به قياس و استحسان و اجماع و عرف، به چاره جويي مشکل مي پرداخت.(10)
در عمل نيز وي اينگونه بود که ابتدا با اصحاب خود مشورت مي کرد و جوانب مختلف مسئله را بررسي و کنکاش مي نموده است.(11) وقتي به رأي معيني مي رسيد، دستور نگارش آن را مي داد.
از ديگر ويژگي هاي فقه او، پرداختن به مسائلِ فرضي است. که در پاسخ به اعتراضاتي که نسبت به اين کار شده است، مي گفت: «فقها بايد خود را براي بلايا آماده سازند و پيش از پديد آمدن مسئله، بايد آن را رصد کنند و بدانند چگونه بايد آن را پاسخ دهند». همين شيوة کاري وي سبب توسعة گسترده و تکامل فراوان فقه گرديد.(12)
لازم به يادآوري است وي در اخذ حديث بسيار سخت گيري مي کرده است.
گستره جغرافيائي:
امروزه پيروان اين مذهب بيشتر در عراق، سوريه، پاکستان، ترکيه به چشم مي خورند. لازم به يادآوري است مذهب رسمي افغانستان، حنفي است.
منابع تحقيق:
ابو اسحاق ابراهيم شيرازي، طبقات الفقهاء.
محمد مصطفي شلبي، المدخل.
محمد علي سايس، تاريخ الفقه الاسلامي.
محمد خضري بک، تاريخ التشريع الاسلامي.
علي محمد معوض و عادل احمد عبد الموجود، تاريخ التشريع الاسلامي.
مناع القطان، تاريخ التشريع الاسلامي.
ابوبکر خطيب بغدادي، تاريخ بغداد.
ابو زهره، تاريخ المذاهب الفقهيه.
اسد حيدر، الامام الصادق و المذاهب الأربعه.
صبحي صالح، معالم الشريعه الاسلاميه.
محمد سلام مدکور، مناهج الاجتهاد في الاسلام.
محمود شهابي، ادوار فقه؛.
مؤسسة آل البيت، مقدمة تذکره الفقهاء.
نعمت الله صفري، نقش تقيه در استنباط.
رضا اسلامي، مدخل علم فقه.
سيدمهدي نريماني، تقريرات فقه مقارن محمد حسن رباني بيرجندي.
سيد مهدي نريماني، تقريرات درس اصول فقه مقارن حسين صابري.
---------------------------------------------------------------------------
پاورقي
1.رضا اسلامی؛ مدخل علم فقه؛ 467.
2.ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 354؛ جعفر سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء؛ 2: 585؛ صبحی صالح؛ معالم الشریعة الاسلامیة؛ 40؛ مناع القطان، تاریخ التشریع الاسلامی؛ 321 (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛528)
3.نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 528.
4.ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 349. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 530)
5.اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الأربعه؛ 1: 154 ؛ ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 372؛ جعفر سبحانی؛ طبقات الفقهاء؛ 2: 255 و 265. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛527)
6.خطیب بغدادی؛ تاریخ بغداد؛ 14: 249.
7.ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 375 و 377؛ اسد حیدر؛ الامام الصادق والمذاهب الاربعه؛ 301؛ محمد سلام مدکور؛ مناهج الاجتهاد فی الاسلام؛ 594. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 533 تا 537)
8.ابن عبد البر؛ الانتفاء فی فضائل الثلاثه الائمه الفقهاء؛ 142.
9.سرخسی؛ المبسوط؛ 11: 3.
10.ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 355 و 375؛ ابوبکر خطیب بغدادی؛ تاریخ بغداد؛ 13: 368.
11.رضا اسلامی؛ مدخل علم فقه؛ 467.
12.مناع القطان؛ تاریخ التشریع الاسلامی؛ 291. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛533)