|
|
|
|
|
|
|
| مذاهب فقهي » مذهب شافعي » پيشينه | | | | | |
| | | مؤسس اين مذهب، محمد بن ادريس شافعي (م 204 ق) از نسل عبدمناف است. او در مکه ملازم درسِ مسلم بن خالد –مفتي مکه- گرديد و توانست در پانزده سالگي از وي اجازة افتاء دريافت کند. شافعي در حديث نيز از مالک -صاحب الموطأ- و سفيان بن عيينه بهره جست.(1)
سه ويژگي وي در ميان پيروانش مورد توجه قرار گرفت: يکي حافظه –چنانکه موطأ مالک را طي نُه شب حفظ شد-(2) ديگري عقل و درايت و سوم پايبندي به سنت.(3)
شافعي در مسافرت به عراق، با شيباني آشنا شد، و درس او را فقه جديدي يافت و اين سبب شد که از امتزاج آموزه هاي فقهي اهل حديث و اهل رأي، فقهي ميانه، پديد آيد.(4)
شافعی برای آشنایی با مکاتب مختلف فقهی و اساتید و بزرگان آن مکتب ها، مسافرتهای فراوان رفته است. برای مثال وی از اساتید مکه و مدینه و یمن و عراق به طور گسترده بهره جسته است(5) تا جایی که برخی تا هشتاد استاد برای وی برشمرده اند.(6)
زمانی که شافعی در مسجد جامع بغداد شروع به تدریس کرد، و به واسطة پایبندی او به قرآن و سنت، دروس دیگر را از رونق انداخت و در همین دوران کتاب فقهی «الام» را به رشتة تحریر در آورد.(7)
شافعی اصول و فروع مذهبش را به دست خود تدوین کرد. در مذهب قدیم، کتاب الحجه و در مذهب جدید کتاب الام را به رشتة تحریر در آورده است.
برای دست یابی به مذهب شافعی از دو طریق می توان بهره برد؛
نخست: از طریق کتابهایی که از وی به جای مانده است و یا کتابهایی که او املاء کرده است.
دوم: از طریق شاگردهای وی که دست به تدوین و نگارش زده اند.
شافعي داراي دو فقه است، يکي فقه قديم و ديگري فقه جديد؛ در ادامه به برخي تمايزاتِ اين دو فقه مي پردازيم:
نخست: فقه قديم شافعي تحت تأثير فرهنگ حجاز و عراق بود؛ ليکن وي در اواخر عمر به مصر سفر کرد و در آنجا با بزرگاني چون ليث بن سعد آشنا شد. در اين مرحله از زندگي با عادات و رسوم متمايزِ مردم مصر نسبت به عادات و رسوم مردم حجاز و عراق، آشنا گرديد. همين دو امر –آشنايي با بزرگان مصر و آشنايي با عادات و رسوم مصريان- سبب شد تا شافعي در فقه خود تجديد نظر کند.(8)
دوم: وي در فقه قديم به ظواهر کتاب و سنت، پايبند بود، و مطابق با اجماع و قياس نيز فتوا مي داد. البته برخي، قول صحابي را در صورتي که مخالفي براي او نقل نشود، از منابع فقه او شمرده اند. ليکن براي استحسان، مصالح مرسله و عمل اهل مدينه ارزشي قائل نبود. شافعي در فقه جديد چنانکه مي گويد، بر اين باور است: «(براي دست يازي به احکام) قرآن و سنت اصل هستند و اگر هر دو نبودند، با قياس بر آن دو احکام به دست مي آيد. … اجماع از خبر واحد مهم تر است … حديث منقطع معتبر نيست … اصل بر اصل قياس نمي شود.»(9) در واقع اقوال صحابه و تابعين و عمل اهل مدينه نزد او معتبر نيست.(10)
سوم: شافعي اصول و فروع مذهب قديم را در کتاب الحجه به يادگار گذاشت –که امروزه در دسترس نيست- و براي تبيين اصول و فروع مذهب جديد، کتاب الام را به رشتة تحرير درآورد.(11)
چهارم: براي دست يابي به فقه قديم شافعي بايد به شاگردانِ عراقش –افرادي همچون: احمد بن حنبل، ابو ثور ابراهيم بن خالد، حسن بن محمد زعفراني، حسين بن علي کرابيسي- مراجعه کرد؛ و براي دست يازي به فقه جديد وي بايد به مطالب منقول توسط ابو يعقوب يوسف بويطي (م 231 ق) و اسماعيل مزني (م 264 ق) و ربيع بن سليمان مرادي (م 270 ق) استناد کرد.(12)
منابع استنباط:
مهمترین منابع استنباطی فقه قدیم، به شهادت خودش عبارتند از:
*کتاب
*سنت
*اجماع
*قیاس(13)
*قول صحابی در جایی که مخالفی برای آن نقل نشود.(14)
مهمترین منابع استنباطی فقه جدید وی عبارتند از: «(براي دست يازي به احکام) قرآن و سنت اصل هستند و اگر هر دو نبودند، با قياس بر آن دو احکام به دست مي آيد. … اجماع از خبر واحد مهم تر است … حديث منقطع معتبر نيست … اصل بر اصل قياس نمي شود.»(15)
ویژگی های فقهی:
*لازم به یادآوری است شافعی به فراوانی تغییر نظر و تبدیل رأی شهرت فراوان یافته است. تا جایی که اسماعیل مزنی صاحب کتاب مختصر المزنی، می گوید: «کتاب الرساله را هشت بار نزد شافعی مرور کردم؛ در هر مرتبه تصحیحاتی انجام می داد و می گفت: خداوند نمی خواهد هیچ کتابی غیر از کتاب خودش کاملا صحیح باشد.»(16)
*از دیگر ویژگی های فقهی وی، توقف در بسیاری از مسائل فقه به علت تساوی ادله در نزد او می باشد.(17)
*دارای دو مذهب فقهی قدیم و جدید بودن.
*مهمترین عنصر استنباطی وی در فقه قدیم؛ قیاس بوده است؛ این در حالی است که در فقه جدید، حدیث نبوی به عنوان مهمترین و اساسی ترین رکن استنباطی وی مطرح گردیده است.(18)
*سعی شافعی در فقه قدیم بر آن بود تا در مذهبش از آرای مالک و شاگردان ابو حنیفه بهره ببرد؛ البته به شهادت تاریخ، بیشتر تحت تأثیر مالک قرار گرفته بود.(19)
*فقه جدید وی بیشتر متأثر از لیث بن سعد اصفهانی (م175) بوده است.(20)
*شافعی در فقه جدید به علل مختلف؛ بر اختلافاتش با مالک بسیار تأکید می کرد.
گستره جغرافيائي:
امروزه مذهب شافعي در ميان اهل سنت کردستانِ ايران و فلسطين رواج دارد. مذهب رسمي اندونزي نيز شافعي است. پيروان اين مذهب در عراق، پاکستان، افغانستان و عربستان، به صورت پراکنده به چشم مي خورند.
منابع تحقيق:
ابو اسحاق ابراهيم شيرازي، طبقات الفقهاء.
ابو بکر بن هداية الله حسيني گوراني شهرزوري، طبقات الشافعيه.
محمد مصطفي شلبي، المدخل؛ محمد علي سايس، تاريخ الفقه الاسلامي.
محمد خضري بک، تاريخ التشريع الاسلامي.
علي محمد معوض و عادل احمد عبد الموجود، تاريخ التشريع الاسلامي.
ابو زهره، تاريخ المذاهب الفقهيه.
عباس علواني نوري، الاجتهاد في الشريعه الاسلاميه.
اسد حيدر، الامام الصادق والمذاهب الاربعه.
مؤسسة آل البيت، مقدمة تذکره الفقهاء.
محمود شهابي، ادوار فقه.
نعمت الله صفري، نقش تقيه در استنباط.
رضا اسلامي، مدخل علم فقه.
سيدمهدي نريماني، تقريرات فقه مقارن محمد حسن رباني بيرجندي.
سيد مهدي نريماني، تقريرات درس اصول فقه مقارن حسين صابري.
---------------------------------------------------------------------------
پاورقي
1.اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الأربعه؛ 2: 181؛ ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 441؛ ابواسحاق شیرازی؛ طبقات الفقهاء؛ 61. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛548)
2.ابواسحاق شیرازی؛ طبقات الفقهاء؛ 61. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛549)
3.رضا اسلامی؛ مدخل علم فقه؛ 473.
4.رضا اسلامی؛ مدخل علم فقه؛475.
5.مقدمة الام؛ 1: 7.
6.برای مطالعة بیشتر ر.ک: اسد حیدر؛ الامام الصادق والمذاهب الأربعه؛ 2: 191.
7.برای مطالعة بیشتر ر.ک: اسد حیدر؛ الامام الصادق والمذاهب الأربعه؛ 2: 236 و ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 454.
8.اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الأربعه؛ 2: 205؛ ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 476؛ جعفر سبحانی؛ طبقات الفقهاء؛ 3: 468. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 552)
9.خطیب بغدادی؛ الکفایه فی علم الروایه؛ 478.
10.اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الأربعه؛ 2: 205؛ ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 476؛ جعفر سبحانی؛ طبقات الفقهاء؛ 3: 468. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 552)
11.اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الأربعه؛ 2: 205؛ ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 476؛ جعفر سبحانی؛ طبقات الفقهاء؛ 3: 468. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 552)
12.اسد حیدر، الامام الصادق والمذاهب الأربعه؛ 2: 205؛ ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 476؛ جعفر سبحانی؛ طبقات الفقهاء؛ 3: 468. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 552)
13.شافعی؛ الرساله؛ 39.
14.ابو زهره؛ تاریخ المذاهب الفقهیه؛ 460. (به نقل نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 552)
15.خطیب بغدادی؛ الکفایه فی علم الروایه؛ 478.
16.مرکز المصطفی؛ العقائد الاسلامیه؛ 2: 40.
17.نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 551.
18.نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 559.
19.نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 552.
20.نعمت الله صفری؛ نقش تقیه در استنباط؛ 560. | | |
| |
|
|
|
|